|
|
|
|
|
* برایت الفبای دلم را گلیم می کنم با عطر گلهای بهار شمیم می کنم میان شعرهایم زیباترینش را به تو نه تو را به عاشقانه ترینش تقدیم می کنم
* *
مرداب سالیان سال دران دنیای چشمانت درخواب میدود مروه راتا صفای چشمانت نیلوفر متحیر می شود تا که می بیند اب شده بی هوش دران حال وهوای چشمانت |
||
|
|
|
|
|
اسیری بی باک باهر طپشی ،بید در باد میمیرد شیرین اینجاست و فرهاد میمیرد |
||
|
|
|
|
|
چشم به راه حرفی تازه تر نشسته ایم بر سر ذهن بی سایه به سر نشسته ایم جهت صلح نزدیکم به جنگ بی حاصل در ته جاده ای خیس و تر نشسته ایم کاش که چوب ارزانی به گران نمی زدیم اسمان هست بی بال و پر شسته ایم عشق تو قبل از خلقت دل و دنیا بود ما به دنبال عشق واهی تر نشسته ایم پیش از ازل پدید امد مهر تو در دلم در پی عشق قلبی در به در نشسته ایم ما که به اعتقاد دل هم چه ساده شک کردیم در انتظار کاری بی ثمر نشسته ایم |
||
|
|
|
|
|
گاهی آنچه باشد لایق دل ها نمی شود گاهی راست و ناراست دل پیدا نمی شود یکرنگی دل ها شاهد چیزی خلاف است این ها باعثی در وقفه ی دنیا نمی شود در دنیای ما آن مرز محال به چشم آید اما هیچ گاه چاره ی تنها نمی شود همان کس که بر عشق دل خود مدعی می شود در پایان خطش نقطه ای پیدا نمی شود یک آن است آن تیر و کمانش بهانه است اینجا هیچ کس آن هدف زیبا نمی شود آن گاهی که خونی بر دل خاک حلال است شاید هر کسی هم لایق دل ها نمی شود
|
||
|
|
|
|
|
سلام
به وبلاگ من خوش آمدید!
|
||